آی آر نی نی

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

قتل شوهر به خاطر مخالفت با طلاق


سحر 23ساله در بازجويي ها به ماموران گفت؛ من و شوهرم از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتيم و او مرا کتک مي زد. يک هفته قبل از حادثه من و شوهرم در خيابان با هم درگير شديم، او مرا جلوي چشم مردم کتک زد و به خانه برد.

زني که قصد داشت از شوهرش جدا شود وقتي با مخالفت او روبه رو شد وي را به قتل رساند.

به گزارش خبرنگار ما اواخر فروردين ماه سال جاري به ماموران پليس ورامين خبر دادند مرد جواني با ضربه چاقو در خيابان مجروح شده است. لحظاتي بعد ماموران در محل حاضر شدند. آنها ابتدا مرد مجروح را به بيمارستان منتقل کردند.

تحقيقات نشان داد اين مرد امير نام دارد و از مدت ها قبل با همسرش اختلاف داشته است. زمان درگيري نيز امير و همسرش با هم قرار داشتند و حين صحبت سحر همسر امير او را با چاقو زده است. در حالي که تحقيقات ماموران ادامه داشت از بيمارستان خبر رسيد امير به دليل شدت جراحات جان باخته است. اين بار ماموران ديگر به دنبال هويت ضارب نبودند بلکه فقط بايد محل زندگي متهم به قتل را پيدا مي کردند. اما معلوم شد بعد از اينکه شوهرش را با چاقو زده ديگر به خانه برنگشته است. از آنجايي که ماموران حدس مي زدند وي در خانه يکي از اقوام يا دوستانش مخفي شده باشد، تمام مکان هايي که احتمال مي رفت اين زن به آنجا رفته باشد تحت نظر گرفته و سرانجام بعد از چند روز مشخص شد اين زن در خانه يکي از دوستانش پنهان شده است.

با شناسايي مخفيگاه متهم محل محاصره و وي بازداشت شد. سحر 23ساله در بازجويي ها به ماموران گفت؛ من و شوهرم از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتيم و او مرا کتک مي زد. يک هفته قبل از حادثه من و شوهرم در خيابان با هم درگير شديم، او مرا جلوي چشم مردم کتک زد و به خانه برد. بعد از آن بود که تصميم گرفتم از امير جدا شوم. فرداي روز حادثه به دادگاه رفتم و تقاضاي طلاق کردم و ديگر به خانه شوهرم نرفتم. چند روز بعد که احضاريه به دست او رسيد با وي تماس گرفتم و به او گفتم شناسنامه اش را به من بدهد تا کارهاي طلاق و محضر را انجام دهم. امير با من در خيابان قرار گذاشت.وي ادامه داد؛ روز قرار من به جايي که شوهرم گفته بود، رفتم و ديدم او هم به محل رسيده است. مطابق قرار از او خواستم شناسنامه اش را بدهد اما وي روي من چاقو کشيد و گفت بايد همراه او به خانه بروم و حاضر نيست من را طلاق دهد و اگر هم اصرار بر طلاق داشته باشم من را خواهد کشت.

وقتي شوهرم اين حرف ها را زد ،عصباني شدم و چاقوي ضامن داري را که در کيفم بود، درآوردم و يک ضربه به شوهرم زدم، بعد هم بلافاصله سوار ماشين شدم و از محل فرار کردم.اين زن در مورد فرارش گفت؛ بعد از فرار در خانه يکي از دوستانم در تهران رفتم و در آنجا مخفي شدم اما بعد از چند روز پولم تمام شد و دوباره به ورامين برگشتم و به خانه يکي ديگر از دوستانم رفتم. هنوز چند ساعت بيشتر از حضورم در آنجا نگذشته بود که دستگير شدم.

بنا بر اين گزارش اکنون تحقيقات از زن شوهرکش ادامه دارد.
اعتماد

عجیب و غريب ترين طلاق و مهریه های سال


چند وقت پیش زن 24 ساله­ای به اسم نگار، شوهرش را دنبال خودش به دادگاه خانواده شماره دو کشاند و پایش راتوی یک کفش کرد که طلاق می­خواهد.

اینجا دادگاه خانواده است. حتی حاضریم بابتش قسم بخوریم. اینجا همه برای طلاق آمده­اند و زن­ها مهریه­شان را می­خواهند. البته شلوار هیچ مردی دو تا نشده و هوو، مادر شوهر بدجنس و مادر زن فضول خبری نیست. اینها دیگر از مد افتاده و بهانه­ها امروزی­تر شده. مارمولک، ژل­ مو، یک کیلو خیار و ....
ویژه نامه نوروزی نسیم هراز به بررسی عجیب ترین دلایلی طلاق و مهریه ها طی سال 87 پرداخته، که در ادامه مطالعه می کنید.

خرید را فراموش نکن

برای اینکه کارتان به طلاق و دادگاه کشیده نشود توصیه می­کنیم همین الان بدون فوت وقت از میوه فروشی خانه­تان یک گونی خیار قلمی بخرید و بعد سری هم به خشکبار فروشی بزنید و هر چه دارد و ندارد بار کنید و به خانه­تان ببرید.
چند وقت پیش زن 24 ساله­ای به اسم نگار، شوهرش را دنبال خودش به دادگاه خانواده شماره دو کشاند و پایش راتوی یک کفش کرد که طلاق می­خواهد. البته او دلیل کاملاً موجهی برای این خواسته­اش داشت و به قاضی شعبه 268 گفت: چند روز پیش از شوهرم خواستم برایم یک کیلو خیار بخرد اما وقتی به خانه آمد، دستش خالی بود.
من عاشق خیار هستم و او علایق من را به خاطر خساست نادیده گرفت. دیگر نمی­توانم با چنین مردی زندگی کنم. واقعاً که نگار زن زجر کشیده­ای بود و حق داشت طلاق بخواهد.
قبل از او یک زن دیگر به اسم رامونا به همین شعبه دادگاه رفته و گفته بود چون شوهرش برای او یک قوطی آبمیوه نخریده دیگر نمی­تواند او را تحمل کند و طلاق بهترین راه چاره است. حالا خودتان قضاوت کنید خیار مهم­تر است یا آبمیوه. هنوز درباره پرونده این دو زن تصمیم­گیری نشده بود که یک فاجعه دیگر در عرصه زندگی زناشویی رخ داد و مردی برای همسرش برگه زردآلو نخرید. همین شد که زن دوان دوان خودش را به میدان ونک رساند تا از شوهرش شکایت کند و حکم طلاق بگیرد.

دست و دلبازها

دست و دلبازی بعضی وقتها کار دست آدم می­دهد. این ماجرا را قاضی عموزادی تعریف می­کند. زن 22 ساله­ای که مدت زیادی از ازدواجش نمی­گذشت تقاضای طلاق کرد.
او توضیح داد در طول زندگی مشترک کوتاه­­شان هر وقت از شوهرش طلا وجواهر می­خواست او برایش می­خرید. گردنبند، گوشواره، النگو و .... مرد آنقدر دست و دلبازی می­کرد تا اینکه همسرش به او شک کرد و از خودش پرسید شوهرش این همه پول از کجا می­آورد.
یک روز از سر کنجکاوی طلاها را که وزنش به یک کیلو رسیده بود به یک جواهر فروشی برد و آنجا بود که فهمید همه­اش بدلی و قلابی است. اینطور شد که کارشان به دعوا کشید و زن برای طلاق به دادگاه آمد.

محدودیت ؛ تا چه حد

بعضی مردان خیلی حق همسران­شان را ضایع می­کنند. باور ندارید، حرف­های فائزه زن 25 ساله­ای را که بعد از 4 سال زندگی مشترک مجبور شد مهرش را حلال و جانش را آزاد کند، بخوانید: چند روز پیش می­خواستم با اتوبوس به خانه مادرم بروم اما شوهرم گفت خودش با تاکسی من را می­رساند. برای اتوبوس سواری اصرار کردم ولی او راضی نشد و گفت حتماً باید با تاکسی بروم. این هم شد زندگی . طلاقم را بدهید، خلاص.
البته قاضی حسن عموزادی این زن را به مدارا دعوت کرد و از خانواده­اش خواست او را آرام کنند. محدودیت­ها به همین جا ختم نمی­شود. این چند جمله را یک زن 21 ساله در دادگاه خانواده گفته است؛ شوهرم مرد خوبی است و خصوصیت­های مثبت زیادی دارد اما یک اخلاقی دارد که خیلی آزارم می­دهد و باعث شده تصمیم بگیرم، از او جدا شوم. شوهر من را سینما نمی­برد. من به خاطر این محدودیت از نظر روحی آسیب دیده­ام.
در جلسه رسیدگی به دادخواست این زن هر چه قاضی تلاش کرد او را از طلاق منصرف کند، زن حاضر نشد کوتاه بیاید.

چند دلیل موجه

البته همه طلاق­ها به همین آسانی نیست، بعضی­ها هم واقعاً دلیل موجه دارند. مثلاً رمضان مردی 65 ساله است که بعد از 45 سال زندگی مشترک با همسرش صدیقه فهمید در تمام این سالها زندگی­اش تباه کرده است به همین خاطر به شعبه 267 دادگاه خانواده رفت و گفت: زنم 35 سانتی­متر از من بلندتر استو به خاطر این اختلاف فکر می­کند خیلی از من سرتر است و دیگر مرا دوست ندارد. می­خواهم او را طلاق بدهم. بالاخره اختلاف طبقاتی (!) این زن و شوهر به زندگی مشترکشان پایان داد.
در این گیر و دار بعضی وقتها پای جانواران هم وسط کشیده می­شود. شقایق که بعد از 4 ماه زندگی با شوهرش دیگر جان به لب شده است به قاضی عموزادی می­گوید: شوهرم ایلیا مرد خوبی است اما یک مشکل بزرگ در زندگی ما وجود دارد ما در طبقه بالای خانه پدرشوهرم زندگی می­کنیم. یک روز وقتی داشتم ظرف می­شستم یک مارمولک دیدم. از ترس داشتم قبض روح می­شدم.
بعد از یک دعوای مفصل قهر کردم و به خانه پدرم رفتم، اما ایلیا مرا دوباره برگرداند و گفت دیگر از مارمولک خبری نیست. او دروغ گفته بود فرادی روز آشتی کنان دوباره در خانه یک مارمولک دیدم. واقعاً این وضع غیر قابل تحمل است. لطفاً حکم طلاقم را بدهید.

مهریه حیوانی

پای جانوران فقط به عنوان دلیل طلاق به میان نمی­آید. بعضی از این جانوران شانس بهتری دارند و اسم­شان به عنوان مهریه در پرونده­های دادگاه خانواده ثبت می­شود. همین دو سه هفته پیش زنی به نام زلیخا به شعبه 268 دادگاه خانواده رفت و مهریه­اش را اجرا گذاشت: 10 راس آهوی وحشی.
زلیخا به قاضی دادگاه گفت: من و شوهرم در یکی از شهرستان­های کوچک اطراف بوشهر زندگی می­کردیم اما اداره شوهرم را به تهران منتقل کرد. از وقتی به تهران آمدیم رفتار شوهرم عوش شد تا اینکه یک روز همسران همکارانش را به رخم کشید و گفت من عقب­مانده هستم. از این حرفش خیلی ناراحت شدم و حالا مهریه­ام را می­خواهم. اگر این زن کوتاه نیاید و به خواسته­اش پافشاری کند، مرد بیچاره باید کار و زندگی­اش را ول کند و در کوه و دشت به شکار آهو برود.

عشق دریایی

عاشق هم شده بودیم. هر دو خانواده برای تفریح به شمال رفته بودیم و من در ساحل داریوش را دیدم. پسر خیلی خوبی بود. در آن چند روز مفصل با هم صحبت کردیم و وقتی به تهران آمدیم قرار ازدواج گذاشتیم. پدر و مادرهایمان مخالفتی نکردند وقتی از من درباره مهریه پرسیدند چون من و داریوش کنار دریا با هم آشنا شده بودیم، مهریه­ام را 5 هزار مرجان دریایی تعیین کردم.
آن روزها در ابرها سیر می­کردم. چه می­دانستم دعوایمان می­شود. از کجا می­­­دانستم تا این حد با هم اختلاف سلیقه داریم، مادر هیچ زمینه­ای با هم تفاهم نداریم. کارمان شده دعوا و جنگ و جدال.
5 هزار مرجان دریایی را که حق­ام است می­خواهم به اجرا بگذارم تا درس ادبی به شوهرم بدهم. اینها را زنی به اسم شیرین وقتی به دادگاه خانواده ونک آمده بود گفت و به این ترتیب اسمش در فهرست عروسانی با مهریه­های عجیب ثبت شد.

مهریه ­های فرهنگی

از جانوران و آبزیان که بگذریم نوبت به مهریه­های فرهنگی م­رسد. عروس خانمی که مهریه­اش یک دوره کامل آثار دکتر شریعتی بود، بعد از کلی جنجال و کشیده شدن کار به دادگاه تجدید نظر توانست طلاق بگیرد و البته در دقایق آخر قید فرهنگ را زد و مهریه­اش را بخشید تا زودتر مراحل کار انجام شود.
البته مهریه­های فرهنگی­تری هم تا به حال در مجتمع قضایی خانواده ثبت شده است. مثلاً زنی که مهریه­اش رونویسی از دیوان بابا طاهر بود در دادگاه اصرار کرد مهریه­اش حفظ کردن دیوان حافظ است و حالا شوهرش باید این کار را انجام بدهد. البته چون این نمونه آخر ارزش مالی نداشت و طبق قانون مهریه باید حتماً ارزش ریالی داشته باشد دادگاه خودش برای تعیین مهریه جایگزین دست به کار شد.

آسیب شناسی طلاق و نقش آن در فروپاشی خانواده


كارشناسان مهمترين دلايل طلاق را بيكاري ،‌ فقر ،‌ اعتياد همسر ،‌ مهاجرت ،‌ ازدواجهاي اجباري ،‌ عدم شناخت زن و مرد از همديگر و نارضايتي جنسي بيان كرده اند .

طلاق از آنجا كه باعث فروپاشي خانواده مي شود ، مشكلات عاطفي و رواني بسياري چه براي زوجين و چه براي فرزندان به وجود مي آؤرد و به عنوان يك آسيب اجتماعي در جامعة‌ در حال گذار ايران اهميت بسيار زيادي دارد . در سالهاي اخير طلاق در مقايسه با ازدواج رشد شتابان تري داشته است .
تعداد ازدواجهاي ثبت شده در سال 1386 ، 841110 مورد بوده است كه در طول ده سال گذشته 5/75%‌ افزايش داشته است .
تعداد طلاق ثبت شده در سال 1386 ، 99852 مورد بوده است كه در ده سال گذشته 5/1‌ برابر شده است. براساس آمارها نسبت طلاق به ازدواج در كشور در حال افزايش است . اين رقم در سال 1375 ، 5/7 درصد بوده و در سال 1386 به 87/11 درصد رسيده است . به طوري كه مي توان گفت تقريباً از هر 8 ازدواج يك ازدواج در كشور به طلاق مي انجامد . بنابراين براي جلوگيري از رشد آن بايست اقدامات مؤثري صورت بگيرد .
كارشناسان مهمترين دلايل طلاق را بيكاري ،‌ فقر ،‌ اعتياد همسر ،‌ مهاجرت ،‌ ازدواجهاي اجباري ،‌ عدم شناخت زن و مرد از همديگر و نارضايتي جنسي بيان كرده اند . هرچند طلاق پيامدهاي ناگواري براي زن و مرد دارد. اما پيامدهاي روحي و مادي آن براي زنان تا سالها باقي خواهد بود. همچنين فروپاشي خانواده‌ها آثار بسيار زيانباري بر كودكان طلاق به جاي مي‌گذارد. تحقيقات نشان مي‌دهد بسياري از جوانان بزهكار در مراكز بازپروري از فرزندان طلاق يا خانواده‌هاي از هم گسيخته مي‌باشد. متأسفانه در كشور حتي آمار فرزندان طلاق نيز وجود ندارد.

دولت دهم براي مبارزه با افزايش طلاق مي بايست برنامه كاهش طلاق و افزايش رضايتمندي در زندگي خانوادگي را از طريق ذيل انجام دهد.

  • - ترميم وضع اقتصادي سبد خانواده .
  • - افزايش امكانات تفريحي خانواده .
  • - كاهش فشار رواني مسائل شغلي - اجتماعي در مناسبات خانواده.
  • - آماده‌سازي دختران و پسران در آستانه ازدواج براي شناخت مسئوليتهاي خطير و مهارتهاي مادري، ‌‌پدري و همسری


اكبر جمالي:

جدايي و آسيب‌هاي اجتماعي


افراد بعد از طلاق پرخاشگر مي‌شوند

يوسف گرجي روان‌شناس:

تأثير طلاق بر روح و روان فرد
افرادي كه زندگيشان به جدايي ختم مي‌شود، بعد از مدتي پرخاشگر شده و به دنبال مقصر براي زندگي خود مي‌گردند.


تصميم‌گيري نادرست در انتخاب همسر، ناتواني زوجين در مديريت تعارضات و اختلافات خرده فرهنگي جزئي از عوامل جدايي به شمار مي‌روند.

اختلافات طبقات اقتصادي و اجتماعي، تفاوت‌هاي تحصيلاتي، ويژگي‌هاي شخصيتي متفاوت، رفاه‌طلبي در خانواده‌ها و استقلال مادي زنان از ديگر عواملي است كه سبب طلاق در خانواده‌ مي‌شود.


مشكلات زنان بعد از جدايي و طلاق
مشكلات اقتصادي و اجتماعي، نگرش منفي جامعه نسبت به زنان، احساس تنهايي، مسائل شغلي و تأمين نيازهاي زندگي از جمله عواملي است كه بعد از طلاق، زنان را آزار مي‌دهد.

طلاق يك تجربه نامطلوب است؛ كه در تاريخچه زندگي فرد ثبت شده و آثار خود را بعد از مدتي نشان مي‌دهد.

تأثير طلاق بر روح و روان دختران بيش‌تر از پسران است

تأثير طلاق بر روان كودكان
تأثير طلاق بر روح و روان دختران بيش‌تر از پسران است.

افسردگي و مشكلات سازشي از ديگر عواملي است كه بر روان افراد مطلقه تأثير زيادي دارد.

طلاق يك عامل خطر است كه در ازدواج دوم فرد نيز تأثير مي‌گذارد و آمار نشان داده گاهي ازدواج مجدد افراد مطلقه باز هم سرانجام خوبي ندارد.

فارس

قبل از طلاق به این توصیه ها توجه کنید


اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق صرف نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود.به عنوان مثال:

- ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید.

اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت کننده ای که به خاطر درخواست طلاق برای تان ایجاد شده ، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی تفاوت و بی علاقه کند. مثلاً ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی کند و در نتیجه نمی توانید برای جدایی خود از همسرتان ، تصمیم درست و خردمندانه ای بگیرند.

- بعضی از زوجین – شاید شما هم جزو این دسته باشید - برای رهایی از استرس و ناراحتی به خاطر طلاق ، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب آور و مسکن استفاده می کنند که این داروها مسلماً اثر سوء ، بر جسم و اعصاب آنها خواهند داشت.

حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص و آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر ، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید. این انزوا و گوشه گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد. چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس زا قرار می گیرد ، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند ، می تواند باعث احساس امنیت و آرامش شما شود.

- معمولاً زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده اند و یا بارها دعوا کرده و با یکدیگر قهر کرده اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته اند یک راه حل مناسب برای مشکل خودشان پیدا کنند، فکر می کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوماً منجر به طلاق نمی شود. چه بسا ممکن است که اگر با یک فرد با تجربه و متخصص در این مورد صحبت کنید، مشکلات شما رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوید.

- پای فرزندان بیگناه خود را به معرکه نکشید و آنها را مجبور نکنید که از شما دفاع کنند و به اصطلاح ، گروه بندی نکنید.

- اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

منبع : زن روز

مسايل اقتصادي بزرگترين عامل طلاق است


سيما اسفندي روانشناس و کارشناس مسايل ازدواج :

بيشتر طلاق هايي که در سالهاي اخير صورت گرفته ريشه اقتصادي داشته است.

:در حال حاضر اولين شرط لازم و اساسي و موثر براي ازدواج داشتن مسکن و کار مناسب است ، زيرا آمار طلاق و بررسي هاي انجام شده در سالهاي گذشته نشان مي دهد که 60% طلاق هاي صورت گرفته ريشه اقتصادي داشته است، يعني اينکه زوجين بر اثر فقر و نبود امکانات مادي اقدام به جدايي کرده اند و عدم رعايت احترام در زندگي، دخالت هاي بي مورد ديگران، عدم توافق اخلاقي و کمبود تفاهم، عدم توافق در امور جنسي و ناهماهنگي طبقاتي، 40% باقي مانده را به خود اختصاص مي دهد.

بالا رفتن سن ازدواج در ميان جوانان
اينکه چرا با وجود بلوغ فکري و جسمي جوانان اقدام به ازدواج نمي کنند، بي پرده و صريح بايد گفت که اين عامل ريشه در اقتصاد نابسامان کشور دارد که جوانان را از ازدواج هراسان کرده است ، ازدواج امريست الهي، و در تمامي اديان مقدس شمرده شده است، ولي بايد بپذيريم که با شرايط موجود پذيرش اينکه جوان بدون در نظر گرفتن ابزار مادي ازدواج، اقدام به آن نمايد خيلي سخت و دشوار است و مسلماً در 80% موارد از اين قبيل ازدواج ها، به طلاق خواهد انجاميد.

زمان سن بلوغ ازدواج
در دين مقدس اسلام بلوغ جنسي را براي زنان 9 سال و براي آقايان 15 سال تعيين کرده اند. که با گذشت زمان و تغييرات اجتماعي و پيشرفت علم و تکنولوژي اين نسبت تغيير کرده است.

روانشناسان، بلوغ فکري جوان را يکي از شروط مهم و موثر براي ازدواج معرفي کرده اند . ولي اين بدان معنا نيست که هر کسي که بلوغ فکري و جسمي داشت پس آمادگي ازدواج را دارد. پيشتر از اين جوامع پيچيدگي امروز را نداشتند و علم و تکنولوژي هم چندان پيشرفت نکرده بود و تهاجم ها به شکل امروزي نبود ،ازدواج ها به سادگي انجام مي گرفت و ظاهراً طلاق هم به اندازه امروز شايع نبود.

در گذشته طلاق ها بيشتر عاطفي بود. ولي متاسفانه در حال حاضر در کشور ما که نظام آن اسلامي است، شرايط ازدواج براي جواناني که حتي رشد فکري و جسمي دارند (و يا همان بلوغ فکري و جسمي) را نيز دچار مشکل نموده است. درست است که يکي از ارکان مهم ازدواج جوانان بلوغ فکري و جسمي است ولي متاسفانه با بحرانهاي اقتصادي و تورمي که اکثر قشر جوان با آن روبرو هستند، آنها را در امر ازدواج کمي کاهل کرده و اين امر باعث بروز اختلالات فراوان رواني و جنسي شده است.

طلاق به خاطر تماشای فوتبال


خرداد ۱۳۸۸
زن و شوهر جوانی به خاطر علاقه مرد به تماشای فوتبال به دادگاه خانواده رفتند و درخواست صدور حکم طلاق توافقی کردند.

این زن و شوهر که هر دو 30ساله هستند وقتی به دادگاه خانواده مراجعه کردند با اصرار به قاضی پرونده شان گفتند تحت هیچ شرایطی نمی توانند با هم زندگی کنند و بهتر است هر چه زودتر حکم طلاق صادر شود.

زن جوان که ژیلا نام دارد در اظهاراتش گفت؛ چهار سال پیش رامین که از اقوام دور مادرم بود به خواستگاری ام آمد و ما بدون اینکه وقتی را صرف تحقیق و کارهای مقدماتی کنیم خیلی زود برای برگزاری جشن عروسی تدارک دیدیم و زندگی مشترک مان را شروع کردیم اما هنوز مدت زیادی از ازدواج مان نگذشته بود که متوجه شدم اشتباه بزرگی انجام داده ام و رامین همسر مناسبی برایم نیست.
او به طرز دیوانه واری به فوتبال علاقه مند است و این ورزش تمام اوقاتش را پر کرده و وی فکر و خیال دیگری جز تماشای فوتبال ندارد.
ژیلا ادامه داد؛ تماشای بازی های داخلی و خارجی به همه زندگی رامین تبدیل شده و او همین که از سرکار برمی گردد پای تلویزیون می نشیند و به حرف های من هیچ توجهی نمی کند.
کار به جایی رسیده که شوهرم علاوه بر دیدن فوتبال های زنده بعضی از بازی ها را ضبط و وقتی تلویزیون برنامه های دیگری را پخش می کند او همچنان به دیدن مسابقات ادامه می دهد.
هر وقت هم که به رامین به خاطر این رفتار اعتراض می کنم در پاسخ به من فحش می دهد و با بدرفتاری موجب آزارم می شود. زندگی کردن با چنین مردی برایم غیرقابل تحمل است و می خواهم از او جدا شوم.

در ادامه جلسه دادگاه رامین هم حرف های خود را مطرح کرد و گفت؛«همه زنان آرزو دارند شوهرشان سالم و اهل ورزش باشد اما ژیلا قدر این نعمت را نمی داند. او باید با مردی معتاد ازدواج می کرد تا می فهمید من چقدر سالم و نجیب هستم.
او موقع تماشای فوتبال با حرف هایش مرا عصبی می کند و اجازه نمی دهد به تفریح مورد علاقه ام بپردازم. من هم نمی توانم با زنی که هنگام تماشای مسابقه مزاحم می شود، زندگی کنم و بهتر است به این وضعیت پایان بدهیم.»بنابر این گزارش قاضی دادگاه بعد از شنیدن حرف های دو طرف آنان را به مصالحه دعوت و رسیدگی به پرونده را به آینده موکول کرد.

منبع: اعتماد

طلاق ،حقي با اما و اگرهاي فراوان


طلاق دادن زن به اين آساني نيست و تا زماني كه مرد حقوق مادي زن را ادا نكرده باشد نمي‌تواند زن را طلاق دهد.

مريم يوشي‌زاده

_«چند سال ديگر بايد بدوم؟» اين آغاز همصحبتي من و ليلاست كه به‌روز نبودن قوانين در زمينه طلاق و سوءاستفاده همسرش از قانون ، وادارش كرده است بيش از 5‌ سال از عمرش را در انتظار جاري شدن حكم طلاق بگذراند و گرچه ظاهرا مطلقه محسوب مي‌شود مثل هزاران زن بلاتكليف ديگر در دادگاه‌هاي خانواده، به حكم قانون و گواه شناسنامه‌اش متاهل محسوب مي‌شود.

دقيقا همان‌طور كه شوهرش، وقتي دادخواست طلاق را ديد با غيظ گفت: «خيال كردي به اين راحتي است؟»
بنا به راي دادگاه قرار شد شوهر ليلا هر ماه مبلغي ناچيز را به حساب زن بريزد اما همان وقت كه قاضي حكم را داد، مرد با خونسردي در گوش زن زمزمه كرد: «آدمت مي‌كنم»! و ليلا سير آدم شدن را از همان روز تا همين امروز در راهروهاي شلوغ دادگاه خانواده آغاز كرد تا شوهرش در اوقات فراغت كتاب‌هاي قانون را ورق بزند و طوري به چم و خم آنها وارد شود كه بتواند با استفاده از امتياز مردان در خصوص حق طلاق، زن را سرگردان كند و امروز ليلا از خشم و گريه به خود بلرزد: «ديگر خسته شده‌ام، كاش مي‌مردم.»

پيشنهاد قوه قضاييه به زنان

ثريا از وكيلي كه دلش به حال زن سوخته شنيده است راه طلاق فقط در صورتي براي زن باز است كه او بتواند ضمن عقد نكاح، شرط وكالت بر طلاق كند و در غير اين صورت مرد اگر فقط كمي‌ با قانون آشنا باشد، مي‌تواند فرآيند طلاق را تا سال‌ها به تعويق بيندازد و اين در حالي است كه مرد هر وقت مايل باشد مي‌تواند با پرداخت تمامي حقوق مادي زن، او را طلاق دهد.
اما امين‌ حسين رحيمي، رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس با رد اين ادعا اذعان مي‌كند: طلاق دادن زن به اين آساني نيست و تا زماني كه مرد حقوق مادي زن را ادا نكرده باشد نمي‌تواند زن را طلاق دهد. گرچه گفته‌هاي اين مسوول تا حدودي بيانگر اين است كه اراده مردان در طلاق دادن زنان مطلق نيست؛ اما در برداشتي متفاوت شايد بتوان نتيجه گرفت كه مردان متمكن در پرداخت حقوق مادي زن پيش از طلاق مشكلي ندارند.
محمدعلي دادخواه، رئيس يك موسسه حقوقي از جمله وكلايي است كه معتقدند قانون بايد بنا بر جبر زمان عوض شود. او به ذكر مثال‌هايي از تغييرات قوانين كشورمان در سال‌هاي اخير مي‌پردازد كه از آن جمله مي‌توان به برابر شدن ديه زن و مرد در تصادفات، ارث بردن زنان از زمين و الزامي‌ شدن اجازه همسر اول مردان براي ازدواج دوم و... اشاره كرد.
گرچه اين وكيل پايه يك دادگستري معتقد است برخي قوانين مربوط به طلاق منطبق بر نگرش كنوني اجتماع نيست و بايد در آنها تجديد نظر شود، اما اين نكته را هم اضافه مي‌كند كه مرد‌ها مطلق‌العنان رها نشده‌اند و در مواردي كه شوهر تلاش كند از سر كينه‌توزي طلاق را به شكل معلق درآورد، قانون راهكارهايي را براي زنان در نظر گرفته است.
دادخواه مي‌گويد: «زناني كه در چنين شرايطي گرفتار شده‌اند، مي‌توانند از طريق قانون عسر و حرج و بخصوص با استناد به بند مربوط به سوءرفتار و معاشرت زوج صرفا با راي قاضي دادگاه و بدون دخالت زوج طلاق بگيرند.»
از نظر قانون سوءمعاشرت همسر به اين معناست كه ادامه زندگي مشترك عرفا با توجه به اوضاع و احوال اجتماعي، اخلاقي و روحي از نظري مكاني، زماني براي زوجه قابل تحمل نباشد اما اشكال كار آنجاست كه بر اساس اين تعريف، اصطلاح سوءمعاشرت معنايي نسبي دارد و برخي قضات رنج روحي را به منزله سوءمعاشرت نمي‌گيرند. دادخواه معتقد است: «بسياري از قضات هنوز نگرشي سنتي نسبت به مسائل قضايي دارند كه بايد آن را با كمك فرهنگسازي قضايي تغيير داد.»
به عقيده او، شروط ضمن عقد شايد آخرين راهي باشد كه زنان مي‌توانند با استفاده از آن در غياب قانوني حمايتي، حق خود را در تصميم‌گيري براي طلاق با مردان برابر كنند. براساس قانون هر زني مي‌تواند هر شرطي را كه مغاير با ماهيت ازدواج نباشد به عقدنامه اضافه كند كه شرط طلاق هم از آن جمله محسوب مي‌شود. اين فقط نظر دادخواه نيست، كميسيون حمايت از حقوق زنان و كودكان معاونت توسعه قضايي قوه‌قضاييه نيز سال گذشته 6 شرط را براي بهبود حقوق زنان در امر ازدواج پيشنهاد كرد كه يكي از آنها شرط طلاق است.

زنان هم سوءاستفاده مي‌كنند؟

اما اگر قصد نداشته باشيم يكطرفه به قاضي برويم، واقعيت آن است كه داشتن حق طلاق در كنار مهريه‌هاي چند صد تا چند هزار سكه‌اي ممكن است باب سوءاستفاده را براي برخي زنان نيز باز كند و به اين ترتيب نوعي تازه از كلاهبرداري را از طريق به اجرا گذاشتن مهريه‌هاي كلان و طلاق فوري و بي‌دغدغه مرسوم كند كه در حال حاضر نيز نمونه‌هاي آن در دادگاه‌هاي خانواده زياد به چشم مي‌خورد.
در قانون كنوني زنان حق مالي دارند و مردان مسووليت مالي؛ به اين معنا كه از نگاه قانون مرد موظف شده است انواع حقوق مادي زن را مثل اجرت‌المثل، مهريه، نفقه و... بپردازد، اما حقوق اجتماعي زنان كه حق طلاق نيز از آن جمله محسوب مي‌شود كمرنگ است.
به همين دليل برخي از كارشناسان معتقدند بايد نوعي تعادل ميان حقوق مادي و اجتماعي زنان برقرار شود. شايد لازم باشد حقوق مادي زنان محدود و در عوض احياي حقوق اجتماعي آنان مورد توجه قرار گيرد اما از نظر منيره نوبخت، رئيس شوراي فرهنگي اجتماعي زنان، محدود كردن حقوق مادي زنان اقدام پسنديده‌اي نيست. از ديدگاه نوبخت، حقوق مادي مانند مهريه از جمله حقوق شخصي زنان است كه به واسطه قراردادي بين زوج‌ها و با تاكيد بر آزادي و اختيارشان پذيرفته شده و نمي‌توان با تعيين سقف از سوي دولت يا مجلس آن را محدود كرد.
نوبخت با تاكيد بر اين كه بهتر است خانواده‌ها به جاي اين كه براي تسهيل فسخ قرارداد ازدواج تدابيري بينديشند به دنبال تصحيح نگاهشان به ازدواج باشند، مي‌افزايد: با اين حال نمي‌توان از اهميت شروط ضمن عقد گذشت و نظام بايد باب آن را باز نگه دارد. رئيس شوراي فرهنگي اجتماعي زنان در پاسخ به اين سوال كه ممكن است گروهي از مردان چنين حقي را براي زنان قائل نباشند، مي‌گويد: از ديدگاه من زوجي كه از ابتداي زندگي مشترك بر سر چنين حقي با هم اختلاف نظر دارند بهتر است هرگز ازدواج نكنند.

ياد دادگاه‌هاي تخصصي بخير!

دكتر اسدالله امامي، ‌حقوقدان اعتقاد دارد انحلال دادگاه‌هاي مدني خاص مسائل مربوط به خانواده در سال 1373 و صاحب صلاحيت شدن دادگاه‌هاي عمومي‌ براي راي در اين حوزه سبب شده است رسيدگي تخصصي به مسائل خانواده از بين برود.
به روايت اين قاضي بازنشسته، هم اكنون دعاوي مربوط به خانواده در دادگاه‌هاي خانواده كه در واقع شعباتي از دادگاه‌هاي عمومي‌ است مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد. امامي‌ از سوي ديگر پيشنهاد مي‌كند: «نه تنها حق دادن به زنان براي طلاق لازم به نظر مي‌رسد بلكه محدود كردن اختيارات مرد در طلاق دادن همسر نيز يكي از راه‌هاي رفع تبعيض قانوني ميان زنان و مردان در زمينه طلاق است، به طوري كه مردان نيز نبايد حق داشته باشند زنان را بدون ارائه ادله كافي و محكمه‌پسند طلاق دهند.»

منحوس، مثل حق طلاق

شروط ضمن عقد كه در واقع راهي براي جبران به‌روز نبودن قوانين كشورمان در حوزه طلاق محسوب مي‌شود، امروز يكي از روش‌هايي است كه زنان براي نجات از سرگرداني در روزهاي مبادا از آن بهره مي‌برند، اما نكته اينجاست كه قيد كردن اين شروط در دفترچه‌هاي نكاح در بسياري از موارد از سوي مردان با بي‌ميلي و به شرط گذشتن زنان از ديگر حقوق‌شان پذيرفته مي‌شود و در عرف اخلاقي بسياري از خانواده‌ها نيز منحوس است خانواده‌هايي مثل خانواده شوهر ليلا كه روز خواستگاري وقتي حرف از شروط ضمن عقد به حساب آمد داماد سرخ و سفيد شد و گفت: «حرف طلاق را كه تو عروسي نمي‌زنند»!
ليلا حالا هر روز از طلاق حرف مي‌زند، هر دقيقه، هر ساعت و بخصوص هر بار چشمش به شناسنامه‌اش مي‌افتد و يادش مي‌آيد شوهري دارد كه هر بار در دادگاه مي‌گويد: «دوستش دارم، نمي‌خواهم طلاقش دهم» و رو به زن با خشم لبخند مي‌زند. ليلا مي‌پرسد: «به نظر شما من چند سال ديگر بدوم؟ اين داستان تا كي ادامه دارد؟»

زني بخاطر عكس هاي عروسي 10 سال پيش خود، طلاق گرفت !


زن جواني كه از عكس هاي عروسي 10 سال پيش خود رضايت نداشت صبح امروز 30 ارديبهشت به همراه همسرش با مراجعه به دادگاه خانواده دادخواست طلاق توافقي مطرح كرد.

زوج جواني با مراجعه به دادگاه و طرح دادخواست طلاق توافقي از قاضي شعبه خواستند به پرونده آنان رسيدگي و تكليف زندگي شان را هرچه سريعتر مشخص كند.

ايمان - ح با اظهار اينكه همسرش خيلي بي منطق است به قاضي پرونده گفت: حدود 10 سال پيش با سهيلا كه چند ماهي با هم دوست بوديم ازدواج كردم در آن چند ماه كوتاه به جاي اينكه به مسائل مهم زندگي فكر كنيم فقط به هم پيام كوتاه ارسال مي كرديم و اكنون نتيجه بي فكري ام را پس از 10 سال زندگي مي بينم.

زوج افزود: پس از اينكه زندگي مشتركمان را آغاز كرديم متوجه بهانه جويي هاي همسرم شدم اما در اين مدت به دليل اينكه خيلي صبور هستم تحمل كردم اما اين اواخر شروع به ايراد گرفتن از عكس هاي عروسي اش گرفته و دائم مي گويد من و مادرم از قصد وي را به آرايشگاه و آتليه خوبي نبرديم تا عكس هاي جالبي نداشته باشد هرچه با وي صحبت مي كنم كه عكسهايش براي 10 سال پيش است و با اكنون خيلي فرق دارد قبول نمي كند به همين علت تصميم گرفتيم از هم جدا شويم چون هيچ گونه شباهت و تفاهم اخلاقي با هم نداريم.

قاضي پرونده پس از شنيدن اظهارات زوج از همسرش خواست دليلش را براي از هم پاشاندن كانون خانواده اش بيان كند كه گفت من توقع بي جايي از همسرم ندارم فقط از وي مي خواهم مرا به آرايشگاه و آتليه ديگري ببرد تا عكس هاي زيبا و جديد تري از عروسي ام داشته باشم كه وي نمي پذيرد پس از صحبت فراوان با يكديگر تصميم گرفتيم به دليل اينكه حرف هم را نمي فهميم به زندگي مشتركمان پايان دهيم.

گفتني است، قاضي شعبه پس از ثبت اظهاراتش تلاش خود را در سازش طرفين كرد اما هيچ يك از آنان حاضر به گذشت نبودند به همين دليل با درخواست آنان مبني بر طلاق توافقي موافقت كرد.
باشگاه خبرنگاران

جالب‌ترین طلاق‌های انجام شده!!


شوهر یك زن چینی كه «لو» نام دارد بعد از 10 سال زندگی مشترك به این دلیل كه زن سن واقعی خود را به او نگفته بود، وی را از خانه بیرون انداخت. وقتی آقای «كن» از «لو» تقاضای ازدواج كرد «لو» 30 ساله بود ولی به خواستگارش گفت تنها 24 سال دارد. وقتی در سال 2007 آقای كن به واقعیت پی برد بلافاصله تقاضای طلاق داد و دادگاه تقاضای او را پذیرفت!


یك زن آلمانی 83 ساله بعد از 60 سال زندگی مشترك از شوهر 81 ساله‌اش جدا شد. دلیل او هم این بود كه فهمیده است شوهرش خدمتكار 30 ساله منزل را دوست دارد! این مرد كه «گئورگ میستر» نام دارد در زمان جنگ جهانی دوم و بمباران متفقین در شهر «بن» با همسرش «روت» ازدواج كرد ولی بعد از 60 سال روت به او مشكوك شد و او را از خانه بیرون انداخت!


در آوریل 2009 یك زن آلمانی به این دلیل از همسرش جدا شد كه از تمیزكاری‌های او ذله شده بود!
این زن می‌گوید در طول 15 سال زندگی مشترك، شوهرم همیشه در حال تمیزكاری و مرتب كردن خانه بوده است و به جز شستشوی دستشویی و تغییر دكوراسیون مبل‌ها كار دیگری بلد نیست!
وقتی دیدم به خاطر كثیف شدن یك دیوار خانه آن را خراب كرد و دوباره ساخت دیگر طاقت نیاوردم و تقاضای طلاق دادم.

یك زن بازنشسته رومانیایی بعد از 50 سال زندگی مشترك تقاضای طلاق داد و گفت از این زندگی خسته شده است زیرا همسرش تمام حقوق بازنشستگی‌اش را صرف غذا دادن به سگ‌های ولگرد می‌كند! «الیزا باربو» 70 ساله گفت: شوهرش از دو، سه سال پیش شروع به غذا دادن به سگ‌های ولگرد كرده است. ولی الان روزی سه بار، آن هم به بیش از 20 سگ ولگرد غذا می‌دهد و دیگری هیچ غذایی برای خودمان نمی‌ماند. وی افزود: «نمی‌توانم تحمل كنم كه خودمان همیشه گرسنه باشیم و غذایمان را سگ‌های ولگرد بخورند».

طلاق به خاطر محبت زياد همسر!


مردي که به دليل علاقه و محبت زياد همسرش از او دلزده شده بود براي جدايي به دادگاه خانواده مراجعه کرد.

در جلسه رسيدگي به دادخواست طلاق اين زوج که در مجتمع قضايي شهيد باهنر برگزار شد ابتدا زن 29 ساله اظهار داشت؛ 12 سال پيش پسرخاله ام به خواستگاري ام آمد و به خاطر علاقه يي که به من داشت حاضر به ازدواج با وي شدم و با مهريه 350 سکه بهار آزادي و نيمي از دارايي اش به عقد هم درآمديم.

وي افزود؛ اوايل زندگي رابطه بسيار گرم و صميمانه يي داشتيم و هيچ مشکلي وجود نداشت تا اينکه شوهرم سه سال پيش به همکارش که زن 30ساله يي است، علاقه مند و از آن موقع بهانه جويي هايش شروع شد. او مي گفت؛ چرا بيش از اندازه به من محبت مي کني؟ و چرا با من بحث و دعوا و قهر نمي کني؟

زن جوان با اظهار اينکه همسرش مانع رفتن او به دانشگاه شده است، گفت؛ تنها گناه من اين است که با او مهربان و سازگار بودم.

در ادامه از آنجا که مرد 33 ساله در دادگاه حضور نداشت وکيل او توضيحاتي را ارائه داد و گفت من به خاطر پسر پنج ساله اين زوج خيلي براي سازگاري تلاش کردم اما موفق نشدم و موکل من ادعا مي کند هيچ مشکلي با همسرش ندارد اما علاقه يي نيز به او ندارد و ديگر نمي خواهد با وي زندگي کند.

قضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات طرفين رسيدگي به اين پرونده را به آينده موکول کرد.

همسرم هیچ گاه انتظارهای مرا برآورده نمی‌کند!


سارا دائما خورده می‌گیرد و مهران را کنترل می‌کند . مهران خیلی تنبل و پرخاشگر است آیا این زندگی می‌تواند ادامه پیدا کند؟

گفته های زن:
" من در هیچ زمینه ای نمی‌توانم به مهران اطمینان کنم. مهران حتی به خوبی از پس کارهای پیش پا افتاده ای از قبیل رزرو بلیط ، مرتب کردن باغچه، معاینه ی ماشین بر نمی‌آید و هیچ کار انجام نمی‌دهد و قول‌های بیهوده می‌دهد و اکثرا کارها را نا تمام می‌کند " گفته سارا 36 ساله ،مشاور تحصیلی در دبیرستانی در تهران ، شهری که نه سال پیش پس از ازدواجش در آنجا سکنی گزیده است.

8 ماه پیش او تصمیم به تعمیر صندلی‌های میز ناهارخوری گرفت،اما آنها را نیمه کاره رها کرد.
مهران که معلم ریاضی دبیرستان است و هنگام باز خواست من با جوابهای دست و پا شکسته ی همیشگی جواب می‌داد.

او در همه ی امور اینگونه بود " وقت بسیار تنگ بود" و یا " خیلی خسته شدم" از جملاتی بود که او بسیار به کار می‌برد مشکلات ما برجسته‌تر شد زیرا ما تصمیم گرفتیم که بچه ای را به فرزندخواندگی قبول کنیم‌ترس و وحشت من روز به روز از بی مسئولیتی مهران بیشتر می‌شد ، زیرا حالا علاوه بر وظیفه ی همسر بودن باید پدر خوبی هم می‌بود در پایان روز مهران از من می‌خواست که با هم تلویزیون ببینیم و گفتگو کنیم ولی من علاقه ای نداشتم و به اطاق می‌رفتم و مطالعه می‌کردم .

من حتی علاقه ای به برقراری روابط زناشویی نداشتم زیرا او تا ساعت 3 صبح در حال دیدن تلویزیون می‌خوابید و دیگر آن زمان ، زمان مناسبی برای یک ارتباط رمانتیک نیست هرچه که زمان فرزند خواندگی ما نزدیک‌تر می‌شد من بیشتر برای آینده نگران می‌شدم.

من در یک شهر کوچکی بزرگ شدم و فرزند بزرگ یک حسابدار و کتابدار بودم . از همان زمان بچگی عادت داشتم بهترین باشم ، زیرا مادرم اصرار زیادی به این داشت که من فرد موفقی شوم .

مادرم همیشه به من می‌گفت: همیشه خیلی خوشحال می‌شوم اگر تو معروف شوی و نمی‌دانم اگر معروف نشوی چه کار کنم . این جمله‌ها همیشه در ذهن من بود مادرم زحمت زیادی کشید . من کودکی بسیار و خوبی داشتم پدر و مادر من عاشق واقعی بودن و هیچگاه با یک دیگر منازعه نداشتند .

بعد از پایان دوران دبیرستان، من معلم تاریخ شدم در روستایی نزدیک محل سکونتمان، ولی من بیشتر از اموزش بچه‌ها به موعظئه آنها می‌پرداختم بنابراین تصمیم گرفتم در رشته مشاوره به ادامه تحصیلات خود بپردازم.

و در اینجا بود که با مهران آشنا شدم، او همکلاس من بود و من در ناهارخوری مجذوب خوش تیپی او شده بودم و تنها یک هفته بعد از آن من و او به صحبت پرداختیم و خلی زود دریافتیم که اشتراکات زیادی داریم، از جمله : هر دو در مدرسه ی روستایی تدریس می‌کردیم، من همچنین از خجالتی بودن و فروتنی او خیلی خوشم آمد. اما پس از ماهها صحبت تلفن و غذا خوردن در سلف او از من درخواست یک قرار ملاقات واقعی نکرد وبالاخره من از او پرسیدم: آیا تو نمی‌خواهی مرا شام دعوت کنی؟ و او بسیار شرمنده از من تقاضای قرار ملاقات کرد.

ما عاشق یکدیگر شدیم و مهران هر آنچه را که من در یک مرد خوب می‌دیدم دارا بود، زکاوت ، هوش فراوان، ظاهر زیبا و سخت کوش. او همچنین در یک کتابفروشی بصورت نیمه وقت کار می‌کرد و بعد از آنکه مدرکش را گرفت ازدواج کردیم ، ولی از تحصیلات من هنوز یکسال باقی مانده است. زندگی مشترک خیلی گیج کننده است اما خیلی مفرح است.

من هنوز تحصیلاتم را به پایان نبرده بودم که مهران ازمن خواست که به زادگاه او نقل مکان کنیم . من فکر کردم او برای راحتتر زندگی کردن این پیشنهاد را داده ولی در آنجا کاری مناسب او نبود و من بسیار از وضعیت مالی نگران شدم.

در یک شب وقتی که من در حال نوشتن بودم و او در حال تماشای تلوزیون من به او گفتم: "من خیلی مایوس هستم و فکر می‌کنم تو آن مردی که من فکر می‌کردم نیستی و من باید از تو محافظت کنم بجای اینکه تو از من مراقبت کنی."

و مهران تنها نگاه بدی به من‌انداخت و کانال تلوزیون را عوض کرد.

بعد از اینکه من کار پیدا کردم از مدیر خواستم که اگر به معلم ریاضی احتیاج دارند مهران را استخدام کند و او با مهران مصاحبه کرد و مهران را پذیرفت و هنوز در این مدرسه در حال کار کردن است.

من پس از مدتی من دریافتم که مهران در انجام امور منزل همیار خوبی نیست بنابراین کارها راتقسیم کردیم و او مسئول زدنباغچه و بازبینی ماشین و تعمییر وسایل منزل و بردن زباله به خارج از خانه شد. ولی هیچ گاه وظایف خود را بدرستی انجام نمی‌داد همیشه زباله باید سرازیر می‌شد تا آنها بیرون ببرد و مهران تنها شانه‌هایش را بالا می‌انداخت می‌گفت: من خسته ام.

ماه پیش ، قبل ازسفر کاری سه هفته ای، من از مهران درخواست کردم که قبض‌ها را پرداخت کند، لباسها را بشورد و خانه را مرتب کند، او به من اطمینان داد که این کارها را خواهد کرد. اما متاسفانه هنگامیکه برگشتم با قبض‌های پرداخت نشده و خانه ی نامرتب و لباسهای شسته نشده انبوهی از ظرفهای کثیف مواجه شدم.

موضوعی که خیلی مرا ناراحت کرد این بود که هر روز به مهران تلفن میزدم و از او می‌پرسیدم آیا مجوز فرزند خواندگی رسیده و او جواب می‌داد نه ،ولی هنگام بازگشت دیدم بسته ی پستی باز نشده ای روی میز آشپزخانه است و مهران به من گفت :" اوه فراموش کردم آن را باز کنم " من با چشمانی اشک آلود به او گفتم باور نکردنی است، تو هیچ یک از کارهای را که به من قول دادی انجام ندادی ، وقتی این کارهای آسان را انجام نداده ای ، من چگونه می‌توانم به تو در امر نگهداری فرزند اطمینان کنم و او به من پاسخ داد من‌ترسیدم که به تنهایی فرم را پر کنم آنرا خراب کنم و منتظر شدم هر دو با هم آنرا پر کنیم و از تمییز کردن خانه هم متنفرم هستم.

و حالادیگراز این رفتارها و نامرتبی و نادیده گرفتن مسئولیتهای او خسته شده ام و احساس می‌کنم بسیار تنها هستم من هنوز شوهرم را دوست دارم ولی از بودن با او وحشت دارم. و من انرژی کافی برای بزرگ کردن دو بچه ندارم، فرزند جدیدمان و مهران.

گفته‌های مرد:
مهران 38 ساله می‌گوید: سارا درست مثل مادرهای آزار دهنده عمل می‌کند، همیشه به من می‌گوید اینکاررا بکن و آن کار را نکن ولی بعد به من می‌گوید تو بسیار تنبل و نامرتب هستی. این درست است که من کارهای خانه را به سرعت او انجام نمی‌دهم. اما بالاخره آنها را به اتمام می‌رسانم. متاسفانه این برای سارا متقاعد کننده نیست.

او از من انتظار دارد که در چهار چوب زمان بندی او کار کنم . بنابراین من چه کار کنم وقتی که تعمییر صندلیهای ناهارخوری به طول می‌انجامد؟ ما از حیاط تنها دوبار در سال استفاده می‌کنیم وچه اشکالی داردکه چمنهایش خیلی بلند شود، نامرتبی خانه مرا آزار نمی‌دهد و من درک نمی‌کنم چرا برای چیزهای خیلی بی مصرف وقت زیادی صرف می‌کند.

تعریف سارا از من یک مرد بد و تنبل است، درست که من خود به دنبال پیدا کردن شغل نرفتم ، ولی به این علت بود که رابطه‌های زیادی در این زمینه داشتم و نگران بی کار ماندن نبودم.

علت باز نکردن نامه ی پذیرش فرزند هم این بودکه من دوست داشتم که هر دو در کنار هم و با یکدیگر فرم را پر کنیم علاوه بر اینکه می‌دانستم فرم خیلی گیج کننده است. من هم مثل او دوست دارم پدر شوم اما او همیشه پشت مرا خالی می‌کند. من هم از رفتار او با فرزند آینده مان نگران هستم آیا او همینگونه که به من غرلند می‌کندو سرمن فریاد می‌کشد با دخترمان هم رفتار را خواهد کرد؟

"سارا تنها عشق زندگی من است."
من کودکی آرامی داشتم پدرمن تعمییر کار تلفن بود و مادر به بزرگ کردن من و خواهر بزرگترم مشغول بود. من خیلی به مادرم وابسته بودم و او زنی دوست داشتنی و ذاتا بخشنده بود. او خیلی به مدرسه ی من اهمیت می‌داد و هیچگاه بازی فوتبال من را فراموش نمی‌کرد و پدرم به سختی برای ما کار می‌کرد و رابطه ی احساسی کمتری با ما داشت و بیشتر مدیر خانه بود.

چیزی که بین ما پرده ای حائل کرده بود هنگامیکه سارا به من دستور به کار می‌دهد من پدرم را به یاد می‌آورم.

من واقعا جذب سارا شدم وقتی لبخند زیبا و چشمان سبز و موهای مواجش را دیدم او واقعا زیبا‌ترین زنی بود که من تا به حال دیده ام . اما من خجالتی بودم و هفته‌ها ابراز احساسات من بطول انجامید. من اولین روز ملاقات عجیبمان را به خاطر دارم ما از همان اولین شامی که با همدیگر خوردیم احساس نزدیکی بسیاری کردیم . با یکدیگر به صحبت پرداختیم و از روحیات و شخصیت خود حرف زدیم من خیلی ساکت ، ارام و جدی بودم و سارا خیلی اجتماعی ، بذله گو و مثبت.

متاسفانه،دیگر این اتفاق نیافتاد که ما از کاری که انجام می‌دهیم هر دو لذت ببریم و به نظر من این اشکال هر دوی ما بود نه تنها از طرف من که تعمییر صندلیها را به موقع به اتمام نرساندم و یا کارهایی از این قبیل.

در سالهای اخیر، سارا خیلی بیشتر کار می‌کرد، شبها تا دیر وقت سرکار بود و به مسافرتهای کاری طولانی می‌رفت و من واقعا در نبود او دلتنگ می‌شدم. ما زمان کمتری را با هم می‌گذراندیم. ومن بیشتر به تماشای تلوزیون و یا بازی با کامپیوتر می‌پرداختم،و وزن من زیاد شد در نتیجه نیروی برای تحرک نداشتم و نگران بودم که برای سارا دیگر جذاب نباشم اینها مشکلات جانبی هستند ، سارا تنها عشق من در زندگی است و من واهمه دارم که زندگی ما به مخاطره بیافتد.

و با اینکه هر دو باید آموزش داده شویم قبل از اینکه فرزندی بیاوریم موافق هستم پرورش فرزند در خانه ای که شادی از آنجا رخت بربسته کار بسیار اشتباهی است. من باید در رفتارهایم یک سری اصلاحاتی بدهم و سارا نیز باید در قبال کارهای اشتباهی که انجام می‌دهد ، مسئول می‌باشد.

گفته‌های مشاور:
هنگامیکه مشاوره سارا و مهران را آغاز کردم ، سارا از کنش پذیری مهران و مهران از پرخاشگری سارا شکایت داشت. ولی این در میان انسانهایی که بطور ذاتی با یکدیگر تفاوت دارند عادی است. من متوجه شدم که رفتار‌های مهران کنش پذیر نیست. بلکه کنش پذیر- پرخاشگر است.

یک موقعیت پرخاشگر هنگامی است که مهران پاسخ دهد نه من نمی‌خواهم قبض را پرداخت کنم و یک موقعیت کنش پذیر زمانیست که مهران قبول به انجام کار کند حتی اگر نخواهد.اما موقعیت کنش پذیر – پرخاشگر هنگامیست که مهران جواب دهد: باشد من قبضها را پرداخت می‌کنم و بعد فراموش کند و قبضها در هر دو صورت پرداخت نشده است و موقعیت کنش پذیر – پرخاشگر یک راه غیر مستقیم برای توجیه عصبانیت است.

مهران خیلی از دست سارا عصبانی است زیرا او همیشه به او دستور به انجام کارهایی دهد. اما برای جلوگیری از منازعه او بدینگونه خود را تخلیه می‌کند که از زیر مسئولیتها فرار می‌کند. این یک رفتار عادی است. اکثر مردم فکر می‌کنند اگر به همسر خود نه بگویند منازعه آغاز می‌شود و برای جلوگیری از منازعه مجبور به پذیرفتن هستند. در صورت اینکه راه دگری وجود دارد و آن است که زوجها آزادانه بتوانند به همسران خود نه بگویند.

زوج‌ها باید بدانند که آنها اساسا روحیات متفاوتی دارند. مهران و سارا نقاط مثبت یکدیگر را یافته‌اند و آن عشق آنهاست . هر دو آنها إذعان داشتند که یکدیگر را دوست می‌دارند و آن دو کلید است برای ادامه ی زندگی آنها .

ما زندگی آنها را برای پیدا کردن علت رفتارهای آنها جستجو کردیم پی بردیم که رفتارهای کنش پذیر – پرخاشگر مهران از کودکی کسب شده است مهران کارهائیکه پدرش همیشه به او دستور می‌داد می‌پذیرفت ولی از انجام آن سرباز می‌زد و هنگامیکه او ازدواج کرد این رفتارها را با همسرش می‌کرد.

در همین زمان مادر سارا کنترل همه امور خانه را در دست داشت و مسئول سارا بود. به همین دلیل سارا در زندگی زناشوئی تمایل به کنترل امورداشت.

" او را همانطور که هست بپذیر"
رفتارهای مهران و سارا از دهه‌های پیش رشد کرده بود . مهران می‌گفت وقتی سارا از او می‌خواست کاری انجام دهد و او انجام نمی‌داد ، هر چه سارا اصرار و غرلند می‌کرد مهران بیشتر سر باز می‌زد. مهران باید با سارا روراست می‌بود و به می‌گفت چه کارهایی را دوست دارد و از چه کارهایی متنفر است و اگر کاری را قادر به انجامش نبود علت آنرا برای سارا توضیح می‌داد و او را نامید و عصبانی نمی‌کرد.

اگر تمام می‌خواست سارا به او عشق ورزد باید کاری را که برای سارا بسیار مهم بود انجام دهد بطور مثال نزدن چمن حیاط ممکن است مهران را اذیت نکند امابرای سارا امری بسیار مهم بود .

کوتاه کردن چمن‌ها می‌توانست به سارا نشان دهد که حرفهای سارابرای او بسیار مهم است. همانطور که سارا باید سعی می‌کرد کمتر مهران را سرزنش کند و حالت دستوری به خود بگیرد. وقتی که مهران کارهای خانه را انجام می‌داد سارا نباید او را با خود در سرعت کارها مقایسه می‌کرد . من به سارا گفتم: مهران می‌تواند در کار کردن بهتر شود ولی نمی‌تواند مثل تو شود، او را آنطور که هست بپذیر .

مهران براینکه به سارا نشان دهد که مسئولیت پذیر شده است، پروژه آوردن فرزند را قبول کرد و تمام فرمها را به تنهایی پر کرد. او نیز کسی را برای تعمییر اجاق گاز استخدام کرد و حمام را رنگ و کاشی کرد. زیرزمین و گل خانه را تمیز کرد و ماشین را هم معاینه کرد . او همچنین کار تعمییر صندلی‌های آشپزخانه را به پایان برد و لی قبل از همه ی اینها به سارا هشدار داد که انجام وظایف من ممکن است کمی به طول بیانجامد .

از اینجا به بعد ما شروع به صحبت درباره ی نیازهای آنها کردیم . سارا موافقت کرد که وقتی به خانه می‌آید در پیش مهران بماند و با او صحبت کند و هر دو موافق بودند که به گردش آخر هفته بروند . آنها در سالروز دهمین سالروز ازدواجشان یک جشن کوچک گرفتند. مهران به هنگام تماشای تلویزین دیگر نخوابید و هر دو با هم به رختخواب می‌رفتند . من به مهران توصیه کردم که کمی وزنش را کاهش دهد تا انرژی بیشتری برای انجام کارها داشته باشد و از این وضعیت هر دو بسیار راضی و خشنود شدند .

" ما هیچ گاه از عصبانیت‌ترسی نداریم"
سرانجام من توانستم این زوج را راضی به تغییر رفتارها و ارتباطات خود کنم .
آنها آموختند چگونه عصبانیت، نا امیدی و هر حالت احساسی دیگر خود را به یکدیگر ابراز کنند . پیش از آن سارا وقتی سارا ناراحت و آزرده خاطر می‌شد سکوت می‌کرد و مهران را تنبیه می‌کرد و مهران عقب نشینی می‌کرد ولی حالا هر دو آموختند احساسات خود را به طور صحیح نشان دهند.

من استرس داشتم که هنگامی که سارا کاری را به مهران می‌دهد با او به حالت دستوری صحبت کند." مهران من خیلی به فکر سفرمان هستم و خیلی برای من مهم است که زودتر بلیطهای سفر را تهیه کنید." برای جلوگیری از این اتفاق من به مهران پیشنهاد دادم اگر لحن گفتاری سارا بدین گونه بود به او تذکر دهد و به او بگوید: سارا وقتی تو این گونه با من صحبت می‌کنی بسیار ناراحت می‌شوم و از تو نا امید می‌شوم. و این راه بسیار کار ساز بود .

مهران إذعان داشت : ما دیگر از عصبانی شدن نمی‌ترسیم، مشاور به ما آموخت که علت عصبانیت خود را بشناسد و بهترین وجه آن را ابراز کنیم. سارا و مهران واقعا از پیشرفت خود خوشحال بودند و پروسه ی فرزند خواندگی آنها به پایان رسید . و اکنون دوران خوش پدر بودن و مادر بودن را طی می‌کنند حتی بهتر از آنچه که فکرش را می‌کردند آخرین باری که آنها را دیدم آنها از روابط خود و فرزندشان خوشحال بودند . مهران یک پدر برگزیده و فعال بود و سارا می‌گفت من حالا می‌توانم به او اطمینان کنم و آینده ما بسیار روشن است.

مهران نیز با این صحبت موافق بود و گفت: من عاشق ساراهستم و او را تحسین می‌کنم و دختر خوانده مان نیز خانواده ی ما را ما را بسیار گرم کرده است و خوشحالی ما را دو چندان .
سیمرغ

عندالاستطاعه شدن مهريه، جفا در حق زنان نيست


حفظ زندگي به واسطه مهريه‌هاي سنگين، طلاق عاطفي را به دنبال دارد

دكتر شهلا كاظمي‌پور جامعه‌شناس:

تغيير نحوه پرداخت مهريه زنان از عندالمطالبه به عندالاستطاعه، به هيچ وجه جفايي در حق زنان نيست، بلكه باعث استحكام بيشتر خانواده‌ها مي‌شود.

طرح تغيير در نحوه پرداخت مهريه زنان از عندالمطالبه به عندالاستطاعه
از انجام اين طرح خيلي خوشحالم، چرا كه بارها گفته‌ام كه با مهريه مخالف هستم.

با مهريه با آن مفهوم واقعي كه در اسلام آمده است، موافقم، ولي مهريه در حال حاضر مانند گروكشي در روابط خانوادگي است كه از مفهوم و اصالت واقعي خود خارج شده است.

در زمان صدر اسلام، مهريه در حد يك هديه بود كه به واسطه آن، مرد محبت خود را به همسر خود نشان مي‌داد، اما در حال حاضر مهريه تبديل به يك وسيله گروكشي و چشم و هم چشمي شده است.

مهم‌ترين آسيب مهريه‌هاي سنگين اين است كه خانواده‌ و زن از آن به عنوان يك حربه براي جلوگيري از طلاق استفاده مي‌كند و با افزايش مهريه، سعي در جلوگيري از وقوع طلاق دارند. خانواده‌اي كه با پول و مهريه نگهداشته شود، ديگر خانواده‌ نيست و زوج‌هايي كه زندگي آن‌ها به واسطه سنگيني مهريه حفظ شده است، دچار طلاق عاطفي و روحي و از هم گسيخته مي‌شود.

هر چقدر قيودي مانند مهريه را در زندگي مشترك كمتر كنيم، مهر و محبت‌ها واقعي‌تر و بنيان خانواده‌ها مستحكم‌تر مي‌شود.

تغيير نحوه پرداخت مهريه به عندالاستطاعه شدن، جفا در حق زنان نيست.

معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه در پايان پيشنهاد كرد: دولت مي‌تواند در حين عقد، مرد را ملزم كند همسر خود را بيمه كند، تا اگر به هر دليلي، زن تك سرپرست شد، بتواند زندگي خود را اداره كند.

ایسنا