سه‌شنبه ۴ اوت ۲۰۰۹

قتل شوهر به خاطر مخالفت با طلاق


سحر 23ساله در بازجويي ها به ماموران گفت؛ من و شوهرم از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتيم و او مرا کتک مي زد. يک هفته قبل از حادثه من و شوهرم در خيابان با هم درگير شديم، او مرا جلوي چشم مردم کتک زد و به خانه برد.

زني که قصد داشت از شوهرش جدا شود وقتي با مخالفت او روبه رو شد وي را به قتل رساند.

به گزارش خبرنگار ما اواخر فروردين ماه سال جاري به ماموران پليس ورامين خبر دادند مرد جواني با ضربه چاقو در خيابان مجروح شده است. لحظاتي بعد ماموران در محل حاضر شدند. آنها ابتدا مرد مجروح را به بيمارستان منتقل کردند.

تحقيقات نشان داد اين مرد امير نام دارد و از مدت ها قبل با همسرش اختلاف داشته است. زمان درگيري نيز امير و همسرش با هم قرار داشتند و حين صحبت سحر همسر امير او را با چاقو زده است. در حالي که تحقيقات ماموران ادامه داشت از بيمارستان خبر رسيد امير به دليل شدت جراحات جان باخته است. اين بار ماموران ديگر به دنبال هويت ضارب نبودند بلکه فقط بايد محل زندگي متهم به قتل را پيدا مي کردند. اما معلوم شد بعد از اينکه شوهرش را با چاقو زده ديگر به خانه برنگشته است. از آنجايي که ماموران حدس مي زدند وي در خانه يکي از اقوام يا دوستانش مخفي شده باشد، تمام مکان هايي که احتمال مي رفت اين زن به آنجا رفته باشد تحت نظر گرفته و سرانجام بعد از چند روز مشخص شد اين زن در خانه يکي از دوستانش پنهان شده است.

با شناسايي مخفيگاه متهم محل محاصره و وي بازداشت شد. سحر 23ساله در بازجويي ها به ماموران گفت؛ من و شوهرم از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتيم و او مرا کتک مي زد. يک هفته قبل از حادثه من و شوهرم در خيابان با هم درگير شديم، او مرا جلوي چشم مردم کتک زد و به خانه برد. بعد از آن بود که تصميم گرفتم از امير جدا شوم. فرداي روز حادثه به دادگاه رفتم و تقاضاي طلاق کردم و ديگر به خانه شوهرم نرفتم. چند روز بعد که احضاريه به دست او رسيد با وي تماس گرفتم و به او گفتم شناسنامه اش را به من بدهد تا کارهاي طلاق و محضر را انجام دهم. امير با من در خيابان قرار گذاشت.وي ادامه داد؛ روز قرار من به جايي که شوهرم گفته بود، رفتم و ديدم او هم به محل رسيده است. مطابق قرار از او خواستم شناسنامه اش را بدهد اما وي روي من چاقو کشيد و گفت بايد همراه او به خانه بروم و حاضر نيست من را طلاق دهد و اگر هم اصرار بر طلاق داشته باشم من را خواهد کشت.

وقتي شوهرم اين حرف ها را زد ،عصباني شدم و چاقوي ضامن داري را که در کيفم بود، درآوردم و يک ضربه به شوهرم زدم، بعد هم بلافاصله سوار ماشين شدم و از محل فرار کردم.اين زن در مورد فرارش گفت؛ بعد از فرار در خانه يکي از دوستانم در تهران رفتم و در آنجا مخفي شدم اما بعد از چند روز پولم تمام شد و دوباره به ورامين برگشتم و به خانه يکي ديگر از دوستانم رفتم. هنوز چند ساعت بيشتر از حضورم در آنجا نگذشته بود که دستگير شدم.

بنا بر اين گزارش اکنون تحقيقات از زن شوهرکش ادامه دارد.
اعتماد

عجیب و غريب ترين طلاق و مهریه های سال


چند وقت پیش زن 24 ساله­ای به اسم نگار، شوهرش را دنبال خودش به دادگاه خانواده شماره دو کشاند و پایش راتوی یک کفش کرد که طلاق می­خواهد.

اینجا دادگاه خانواده است. حتی حاضریم بابتش قسم بخوریم. اینجا همه برای طلاق آمده­اند و زن­ها مهریه­شان را می­خواهند. البته شلوار هیچ مردی دو تا نشده و هوو، مادر شوهر بدجنس و مادر زن فضول خبری نیست. اینها دیگر از مد افتاده و بهانه­ها امروزی­تر شده. مارمولک، ژل­ مو، یک کیلو خیار و ....
ویژه نامه نوروزی نسیم هراز به بررسی عجیب ترین دلایلی طلاق و مهریه ها طی سال 87 پرداخته، که در ادامه مطالعه می کنید.

خرید را فراموش نکن

برای اینکه کارتان به طلاق و دادگاه کشیده نشود توصیه می­کنیم همین الان بدون فوت وقت از میوه فروشی خانه­تان یک گونی خیار قلمی بخرید و بعد سری هم به خشکبار فروشی بزنید و هر چه دارد و ندارد بار کنید و به خانه­تان ببرید.
چند وقت پیش زن 24 ساله­ای به اسم نگار، شوهرش را دنبال خودش به دادگاه خانواده شماره دو کشاند و پایش راتوی یک کفش کرد که طلاق می­خواهد. البته او دلیل کاملاً موجهی برای این خواسته­اش داشت و به قاضی شعبه 268 گفت: چند روز پیش از شوهرم خواستم برایم یک کیلو خیار بخرد اما وقتی به خانه آمد، دستش خالی بود.
من عاشق خیار هستم و او علایق من را به خاطر خساست نادیده گرفت. دیگر نمی­توانم با چنین مردی زندگی کنم. واقعاً که نگار زن زجر کشیده­ای بود و حق داشت طلاق بخواهد.
قبل از او یک زن دیگر به اسم رامونا به همین شعبه دادگاه رفته و گفته بود چون شوهرش برای او یک قوطی آبمیوه نخریده دیگر نمی­تواند او را تحمل کند و طلاق بهترین راه چاره است. حالا خودتان قضاوت کنید خیار مهم­تر است یا آبمیوه. هنوز درباره پرونده این دو زن تصمیم­گیری نشده بود که یک فاجعه دیگر در عرصه زندگی زناشویی رخ داد و مردی برای همسرش برگه زردآلو نخرید. همین شد که زن دوان دوان خودش را به میدان ونک رساند تا از شوهرش شکایت کند و حکم طلاق بگیرد.

دست و دلبازها

دست و دلبازی بعضی وقتها کار دست آدم می­دهد. این ماجرا را قاضی عموزادی تعریف می­کند. زن 22 ساله­ای که مدت زیادی از ازدواجش نمی­گذشت تقاضای طلاق کرد.
او توضیح داد در طول زندگی مشترک کوتاه­­شان هر وقت از شوهرش طلا وجواهر می­خواست او برایش می­خرید. گردنبند، گوشواره، النگو و .... مرد آنقدر دست و دلبازی می­کرد تا اینکه همسرش به او شک کرد و از خودش پرسید شوهرش این همه پول از کجا می­آورد.
یک روز از سر کنجکاوی طلاها را که وزنش به یک کیلو رسیده بود به یک جواهر فروشی برد و آنجا بود که فهمید همه­اش بدلی و قلابی است. اینطور شد که کارشان به دعوا کشید و زن برای طلاق به دادگاه آمد.

محدودیت ؛ تا چه حد

بعضی مردان خیلی حق همسران­شان را ضایع می­کنند. باور ندارید، حرف­های فائزه زن 25 ساله­ای را که بعد از 4 سال زندگی مشترک مجبور شد مهرش را حلال و جانش را آزاد کند، بخوانید: چند روز پیش می­خواستم با اتوبوس به خانه مادرم بروم اما شوهرم گفت خودش با تاکسی من را می­رساند. برای اتوبوس سواری اصرار کردم ولی او راضی نشد و گفت حتماً باید با تاکسی بروم. این هم شد زندگی . طلاقم را بدهید، خلاص.
البته قاضی حسن عموزادی این زن را به مدارا دعوت کرد و از خانواده­اش خواست او را آرام کنند. محدودیت­ها به همین جا ختم نمی­شود. این چند جمله را یک زن 21 ساله در دادگاه خانواده گفته است؛ شوهرم مرد خوبی است و خصوصیت­های مثبت زیادی دارد اما یک اخلاقی دارد که خیلی آزارم می­دهد و باعث شده تصمیم بگیرم، از او جدا شوم. شوهر من را سینما نمی­برد. من به خاطر این محدودیت از نظر روحی آسیب دیده­ام.
در جلسه رسیدگی به دادخواست این زن هر چه قاضی تلاش کرد او را از طلاق منصرف کند، زن حاضر نشد کوتاه بیاید.

چند دلیل موجه

البته همه طلاق­ها به همین آسانی نیست، بعضی­ها هم واقعاً دلیل موجه دارند. مثلاً رمضان مردی 65 ساله است که بعد از 45 سال زندگی مشترک با همسرش صدیقه فهمید در تمام این سالها زندگی­اش تباه کرده است به همین خاطر به شعبه 267 دادگاه خانواده رفت و گفت: زنم 35 سانتی­متر از من بلندتر استو به خاطر این اختلاف فکر می­کند خیلی از من سرتر است و دیگر مرا دوست ندارد. می­خواهم او را طلاق بدهم. بالاخره اختلاف طبقاتی (!) این زن و شوهر به زندگی مشترکشان پایان داد.
در این گیر و دار بعضی وقتها پای جانواران هم وسط کشیده می­شود. شقایق که بعد از 4 ماه زندگی با شوهرش دیگر جان به لب شده است به قاضی عموزادی می­گوید: شوهرم ایلیا مرد خوبی است اما یک مشکل بزرگ در زندگی ما وجود دارد ما در طبقه بالای خانه پدرشوهرم زندگی می­کنیم. یک روز وقتی داشتم ظرف می­شستم یک مارمولک دیدم. از ترس داشتم قبض روح می­شدم.
بعد از یک دعوای مفصل قهر کردم و به خانه پدرم رفتم، اما ایلیا مرا دوباره برگرداند و گفت دیگر از مارمولک خبری نیست. او دروغ گفته بود فرادی روز آشتی کنان دوباره در خانه یک مارمولک دیدم. واقعاً این وضع غیر قابل تحمل است. لطفاً حکم طلاقم را بدهید.

مهریه حیوانی

پای جانوران فقط به عنوان دلیل طلاق به میان نمی­آید. بعضی از این جانوران شانس بهتری دارند و اسم­شان به عنوان مهریه در پرونده­های دادگاه خانواده ثبت می­شود. همین دو سه هفته پیش زنی به نام زلیخا به شعبه 268 دادگاه خانواده رفت و مهریه­اش را اجرا گذاشت: 10 راس آهوی وحشی.
زلیخا به قاضی دادگاه گفت: من و شوهرم در یکی از شهرستان­های کوچک اطراف بوشهر زندگی می­کردیم اما اداره شوهرم را به تهران منتقل کرد. از وقتی به تهران آمدیم رفتار شوهرم عوش شد تا اینکه یک روز همسران همکارانش را به رخم کشید و گفت من عقب­مانده هستم. از این حرفش خیلی ناراحت شدم و حالا مهریه­ام را می­خواهم. اگر این زن کوتاه نیاید و به خواسته­اش پافشاری کند، مرد بیچاره باید کار و زندگی­اش را ول کند و در کوه و دشت به شکار آهو برود.

عشق دریایی

عاشق هم شده بودیم. هر دو خانواده برای تفریح به شمال رفته بودیم و من در ساحل داریوش را دیدم. پسر خیلی خوبی بود. در آن چند روز مفصل با هم صحبت کردیم و وقتی به تهران آمدیم قرار ازدواج گذاشتیم. پدر و مادرهایمان مخالفتی نکردند وقتی از من درباره مهریه پرسیدند چون من و داریوش کنار دریا با هم آشنا شده بودیم، مهریه­ام را 5 هزار مرجان دریایی تعیین کردم.
آن روزها در ابرها سیر می­کردم. چه می­دانستم دعوایمان می­شود. از کجا می­­­دانستم تا این حد با هم اختلاف سلیقه داریم، مادر هیچ زمینه­ای با هم تفاهم نداریم. کارمان شده دعوا و جنگ و جدال.
5 هزار مرجان دریایی را که حق­ام است می­خواهم به اجرا بگذارم تا درس ادبی به شوهرم بدهم. اینها را زنی به اسم شیرین وقتی به دادگاه خانواده ونک آمده بود گفت و به این ترتیب اسمش در فهرست عروسانی با مهریه­های عجیب ثبت شد.

مهریه ­های فرهنگی

از جانوران و آبزیان که بگذریم نوبت به مهریه­های فرهنگی م­رسد. عروس خانمی که مهریه­اش یک دوره کامل آثار دکتر شریعتی بود، بعد از کلی جنجال و کشیده شدن کار به دادگاه تجدید نظر توانست طلاق بگیرد و البته در دقایق آخر قید فرهنگ را زد و مهریه­اش را بخشید تا زودتر مراحل کار انجام شود.
البته مهریه­های فرهنگی­تری هم تا به حال در مجتمع قضایی خانواده ثبت شده است. مثلاً زنی که مهریه­اش رونویسی از دیوان بابا طاهر بود در دادگاه اصرار کرد مهریه­اش حفظ کردن دیوان حافظ است و حالا شوهرش باید این کار را انجام بدهد. البته چون این نمونه آخر ارزش مالی نداشت و طبق قانون مهریه باید حتماً ارزش ریالی داشته باشد دادگاه خودش برای تعیین مهریه جایگزین دست به کار شد.

آسیب شناسی طلاق و نقش آن در فروپاشی خانواده


كارشناسان مهمترين دلايل طلاق را بيكاري ،‌ فقر ،‌ اعتياد همسر ،‌ مهاجرت ،‌ ازدواجهاي اجباري ،‌ عدم شناخت زن و مرد از همديگر و نارضايتي جنسي بيان كرده اند .

طلاق از آنجا كه باعث فروپاشي خانواده مي شود ، مشكلات عاطفي و رواني بسياري چه براي زوجين و چه براي فرزندان به وجود مي آؤرد و به عنوان يك آسيب اجتماعي در جامعة‌ در حال گذار ايران اهميت بسيار زيادي دارد . در سالهاي اخير طلاق در مقايسه با ازدواج رشد شتابان تري داشته است .
تعداد ازدواجهاي ثبت شده در سال 1386 ، 841110 مورد بوده است كه در طول ده سال گذشته 5/75%‌ افزايش داشته است .
تعداد طلاق ثبت شده در سال 1386 ، 99852 مورد بوده است كه در ده سال گذشته 5/1‌ برابر شده است. براساس آمارها نسبت طلاق به ازدواج در كشور در حال افزايش است . اين رقم در سال 1375 ، 5/7 درصد بوده و در سال 1386 به 87/11 درصد رسيده است . به طوري كه مي توان گفت تقريباً از هر 8 ازدواج يك ازدواج در كشور به طلاق مي انجامد . بنابراين براي جلوگيري از رشد آن بايست اقدامات مؤثري صورت بگيرد .
كارشناسان مهمترين دلايل طلاق را بيكاري ،‌ فقر ،‌ اعتياد همسر ،‌ مهاجرت ،‌ ازدواجهاي اجباري ،‌ عدم شناخت زن و مرد از همديگر و نارضايتي جنسي بيان كرده اند . هرچند طلاق پيامدهاي ناگواري براي زن و مرد دارد. اما پيامدهاي روحي و مادي آن براي زنان تا سالها باقي خواهد بود. همچنين فروپاشي خانواده‌ها آثار بسيار زيانباري بر كودكان طلاق به جاي مي‌گذارد. تحقيقات نشان مي‌دهد بسياري از جوانان بزهكار در مراكز بازپروري از فرزندان طلاق يا خانواده‌هاي از هم گسيخته مي‌باشد. متأسفانه در كشور حتي آمار فرزندان طلاق نيز وجود ندارد.

دولت دهم براي مبارزه با افزايش طلاق مي بايست برنامه كاهش طلاق و افزايش رضايتمندي در زندگي خانوادگي را از طريق ذيل انجام دهد.

  • - ترميم وضع اقتصادي سبد خانواده .
  • - افزايش امكانات تفريحي خانواده .
  • - كاهش فشار رواني مسائل شغلي - اجتماعي در مناسبات خانواده.
  • - آماده‌سازي دختران و پسران در آستانه ازدواج براي شناخت مسئوليتهاي خطير و مهارتهاي مادري، ‌‌پدري و همسری


اكبر جمالي:

جدايي و آسيب‌هاي اجتماعي


افراد بعد از طلاق پرخاشگر مي‌شوند

يوسف گرجي روان‌شناس:

تأثير طلاق بر روح و روان فرد
افرادي كه زندگيشان به جدايي ختم مي‌شود، بعد از مدتي پرخاشگر شده و به دنبال مقصر براي زندگي خود مي‌گردند.


تصميم‌گيري نادرست در انتخاب همسر، ناتواني زوجين در مديريت تعارضات و اختلافات خرده فرهنگي جزئي از عوامل جدايي به شمار مي‌روند.

اختلافات طبقات اقتصادي و اجتماعي، تفاوت‌هاي تحصيلاتي، ويژگي‌هاي شخصيتي متفاوت، رفاه‌طلبي در خانواده‌ها و استقلال مادي زنان از ديگر عواملي است كه سبب طلاق در خانواده‌ مي‌شود.


مشكلات زنان بعد از جدايي و طلاق
مشكلات اقتصادي و اجتماعي، نگرش منفي جامعه نسبت به زنان، احساس تنهايي، مسائل شغلي و تأمين نيازهاي زندگي از جمله عواملي است كه بعد از طلاق، زنان را آزار مي‌دهد.

طلاق يك تجربه نامطلوب است؛ كه در تاريخچه زندگي فرد ثبت شده و آثار خود را بعد از مدتي نشان مي‌دهد.

تأثير طلاق بر روح و روان دختران بيش‌تر از پسران است

تأثير طلاق بر روان كودكان
تأثير طلاق بر روح و روان دختران بيش‌تر از پسران است.

افسردگي و مشكلات سازشي از ديگر عواملي است كه بر روان افراد مطلقه تأثير زيادي دارد.

طلاق يك عامل خطر است كه در ازدواج دوم فرد نيز تأثير مي‌گذارد و آمار نشان داده گاهي ازدواج مجدد افراد مطلقه باز هم سرانجام خوبي ندارد.

فارس

قبل از طلاق به این توصیه ها توجه کنید


اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق صرف نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود.به عنوان مثال:

- ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید.

اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت کننده ای که به خاطر درخواست طلاق برای تان ایجاد شده ، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی تفاوت و بی علاقه کند. مثلاً ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی کند و در نتیجه نمی توانید برای جدایی خود از همسرتان ، تصمیم درست و خردمندانه ای بگیرند.

- بعضی از زوجین – شاید شما هم جزو این دسته باشید - برای رهایی از استرس و ناراحتی به خاطر طلاق ، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب آور و مسکن استفاده می کنند که این داروها مسلماً اثر سوء ، بر جسم و اعصاب آنها خواهند داشت.

حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص و آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر ، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید. این انزوا و گوشه گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد. چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس زا قرار می گیرد ، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند ، می تواند باعث احساس امنیت و آرامش شما شود.

- معمولاً زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده اند و یا بارها دعوا کرده و با یکدیگر قهر کرده اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته اند یک راه حل مناسب برای مشکل خودشان پیدا کنند، فکر می کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوماً منجر به طلاق نمی شود. چه بسا ممکن است که اگر با یک فرد با تجربه و متخصص در این مورد صحبت کنید، مشکلات شما رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوید.

- پای فرزندان بیگناه خود را به معرکه نکشید و آنها را مجبور نکنید که از شما دفاع کنند و به اصطلاح ، گروه بندی نکنید.

- اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.

منبع : زن روز